+پری جون ببخشید شارژنداشتم
مرگ بر ضد ولایت دختر
+پری جون ببخشید شارژنداشتم
واقعا راست گفتن که پسر نگو کله خر بگو
بابا من چند بار بگم خصوصی نظر ندید مگه حرف حساب تو گوشتون نمیره؟؟؟؟
هاااااااااا؟
من بعد دو سه روز برگشتم قربـــــــــــــــــــــــــــــــون همتــ ـ ـ ـ ـون
مخسی که فراموشم نکردید![]()
![]()
امروز می خوام یک اپی بکنم که پسرا تو خماریش بمونن البته پسرا همیشه تو خماری هستن احتیاجی نیست ببریمشون تو خماری!![]()

اول میخوام پسرارو بهتون معرفی بکنم بفهمونم که عجب جونورای هستن ...
مواد لازم برای تهیه مرد
دنبه وچربی ۱تن!![]()
ادعا ۱ خروار!
رو ۱ من !
مخ۱ مثقال!
احساس چس مثقال!
به نظر شما ذات پسرا چجوریه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1_پسرا همچون مارمولک موزیییییی و آب زیره کاه و مثله آفتاب پرست رنگ عوض میکنن.(درو هستند)![]()
2_پسرا همچون خر کودن و ابله هستند و وقتی عصبانی میشوند جفتک میندازن.(اوهههههههههههههههه)
3_پسرا همچون میمون بریخت و ایکبیری هستند و همیشه ادای غربی ها رو در میارن و فکر میکنن خیلی خوشتیپن.(زپرتاااا)
4_پسرا همچون خوک چندش آور هستند و از ادرار دیگران استفاده میکنن.(خوب گشنشونه دیگه)
5_پسرا همچون سگ واق واق میکنن و مدام پاچه میگیرن.(چخههههههه)
6_پسرا همچون کلاغ زشت و سیاه هستند ولی به دنبال زیبایی یعنی(دخترا) میگردن.(بیخود میکنن)![]()
7_پسرا همچون اسب به دخترا سواری میدن...(اینو هستیم)
و....![]()
![]()
پسرای خل اینو مطلب بالا یی رو نوشتیم حالا میخواد خوشتون بیاد میخواد خوشتون نیاد برای ما دخترا فرقی نمیکنه !...!
(لطفا جنبه داشته باشید)
دخترای خوب وخوشگل با نظر دادنتو روی پسرارو کم کنید به ما بگید دیگه خصوصیات پسرا چجوریه !
من نمی تونم جیواب نظراتتون بیدم![]()
ناناحت نشیداااااااااااااااااااااا
آخه نمی تونم
اگه تل خونه قطع بشه بد خت میشم![]()
نوموخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
دوستون میدارم
فراموشم نکنیداااااااااااااااااااااااااا
دوبار برمبگلدمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بوس بوس
باااااااااااااااااااااااااااااااااااای
اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوستپسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماري:
*گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني!
*طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب!
*تکرار جملهي «هوش پسران بيش ازدختران است»!
*ايستادن زياد رو به روي آينه!
*استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....!
*مخالفتهاي پي در پي!
*پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه!
*خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ)!
*روزي 60 دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون!
*خواندن کتابهايي از قبيل: چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟، انرژي درماني، تقويت اراده در 10 روز و من بهترينم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم یکی دیگه از شاهکارای پسرا ![]()
نمایی از مدرسه دخترانه در کرج

هه هه
بازم میگین ما در مدرسه دخترونه نمیریم؟
بعدا میام بهتون سر میزنم
فهلا خوافم میاد
ساعت ۵ خوافیم
صبح هم ساعت ۸ بیدار شدم رفتم کتابخونه![]()
فهلا بای
سلا دخمکــــــــــــا 
چطوریــــــن؟
چه خبــــرا؟
چی کارا مـــــــــی کنین ؟
می دونم خیلیاتون درگیر کنکورید
واستون دعا می کنم قبول بشید![]()
امروز یه خواب مزخرف دیدم
واااااای خدا نسیب نکنه
دیلـم واسه روزای مدرسه تنگولیده ![]()
واسه اون روزی که نصف بکسمون گوشی اورده بودن
واسه این که اون روز دیدار با رییس جمهور داشتیم نصف معلما نبودن 
ما هم ۳ زنگشو بیکار بودیم
زنگ اول دبیر علوم اومد بچه ها هم جلوش گوشیا درووردن و خلاصه۳ بازی
۲ زنگشو در رفتیم و صفی (معاونمون)اوخی فلفل ریزه خودمونه اینقذه بچه ها دوسش
دارن
کوپولـــــو
دور هم نشسته بودیم بچه ها داشتن بولوتوث بازی می کردن و میحرفین 
یاشگین هم رو زمین دراز کشیده بود گوشی سپی(سپیده )رو گذاشته بود جفتش
ولوم هم برده بود بالا ![]()
گوشی منم مفقود بود معلوم نبود دست کیـه؟![]()
باران :بچه ها جمع کنید زود باشید صفی اومــــــــــــــد
من : بارا زر می زنه بی خیال صفی کیه؟![]()
باران :بخدا راس می گم بیا ببین
پاشدم رفتم دم کلاس
کو ؟ کجاس؟
واااااااااااااااای با توپ پر داشت میومد 
بچه ها راس می گه توپشم پره
تا اومدیم به خودمون بجنبیم اومد تو کلاس
درم قفل کرد 
هیشکی حق نداره بره بیرون
خداروشکر گوشیا جمع شده بود![]()
رفت سراغ یکی از بچه ها
... گوشیتو بده
یاش:ها؟
زود باش گوشیتو بده
یاش:ها؟من گوشی نیووردم
راس میگف واقعا گوشی نیوورده بود
من:بد بخت خانوم کی گفته ما گوشی اوردیم؟
همه رنگا شده بود گچ دیوار 
هر خری بود میفهمید
مینا ویاش:خانوم ما تعهد دادیم گوشی نیووردیم![]()
صفی:شما آره ولی می دونید کی گوشی اورده
یاش:خودشون جرئت داشته باشن بیان بگن
ما:![]()
صفی:مرد باشید بیاید بدین
من:خانوم ما دختریم مرد نیستیم (البته تو دلم گفتم)
کسی اونجا جرئت نداشت جیک بزنه
صفی:یکی کاغذ دربیاره اسم همرو بنویسه
مینا:واسه چی خانوم؟
-می خوام بدم اداره
ما:![]()
یاش :بگردین خانوم ![]()
سپیده : با اشاره فهموند خفه شه بعد زیر لب گفت مگه دستم بت نرسه
صفی:من نمی گردم خودتون بگردید
یه لحظه دور و ورمو نگاه کردم به جز من و یاش و نازی و سپیده و اون یکی نازی و مینا و شراره ومائده غزاله و سحر
هیشکی تو کلاس نبود نصف مدرسه وایساده بودن پشت در ![]()
نازی اومد گفت خانوم ما گوشی نیووردیم بیاین بگردیـــــــــــــــن
کل کیفشو ریخت بیرون
ولی من که منم فهمیدم گوشی اورده با اون رنگ ورو پریدش
صفی : یعنی تو گوشی نیوردی؟
نازی: نه بخدا ![]()
یاش: خانوم الان واستون می گردم
غزاله اومد پیش من
-گوشیمو بدم؟من مامانم می دونه گوشی اوردم کاریم نداره
شراره:نه تو نمی خواد بدی اینا بیاد بدن
حیف که حالم مناسب حرفیدن نبود وگرنه می دونستم چی بش بگم
-نه نمی خواد بدی چیزی پیدا نمی کنه راشو میکشه میره
یه دفعه یه گوشی از تو سیوشرت یکی از بچه ها دراومد
مینا :خانوم بخدا این گوشی مال من نیس
-پس مال کیه ؟
نازی:مال منه.
-هه تو که گفتی گوشی نیووردی بقیه بیــــــــــــروووون
گوشیمو برداشتمو فلنگو بستم دادمش به کلاسای بالا ![]()
که اگه کلاسو گشتن در امان باشه
ما هم به امید این که خطر رفع شد از کلاس دور شدیم ![]()
فقط سحر ونازی تو کلاس بودن 
بچه ها گوشی یکی دیگه هم لو رفت
یاش:سپی ملا توئــــــــــــــــــه 
سپیده: نه!![]()
غزاله به من: گوشی ما هم لو رفت
تو از کجا می دونی؟
-حالا ببین
بچه ها دیدن که گوشی سپی رو سحر دروورد
به محض این که از کلاس اومدن بیرون
سپی خفت سحرو گرف واسه دعوا حالا کی بیاد اینا رو جدا کنه؟![]()
ماهم چون به دفتر احضار شدیم
نتونستیم بقیه شو ببینیــــم
زود گوشیاتونو بیارین.
غزاله:باشه ![]()
من:ها؟
-زود باش
حالا چطوری برم بگیرمش
دلو زدم به دریا رفتم بالا گوشیمو گرفتم دادم صفی
سپیده همچنان مشغول دعوا بود 
صفی:این دفعه میگذرم نمی ذارم تو روندتون فقط یه تعهد بدین به مدیرم نشون نمی دم![]()
بقیه هم صدا کنید تعهد بدن
سپی و نازی رفتن تعهد بدن
این دفعه نوبت ما بود ![]()
من:کی ما رو لو داد؟هااااااااااااااااااااا؟
سحر مریضی؟ آخه احمق چرا رفتی لو دادی؟
سحر هم گفت بابا مگه من دلم درد می کنه خود صفی گف کیفارو بگرد
خلاصه افتادیم به جون هم![]()
همه کلاسا اومدن بیرون
وقتی راهی از یش نبردیم یه عده رفتن سراغ صفی خانوم کی مارو لو داد؟
-یه اولی.
بچه ها هم که می خواستن پاچه یکی رو بگیرن به یه دختر بدبخت اولی گیر دادن
اونم زد زیر گریـــــــــه
زنگ خورد گوشیامونو دادن.
اما واسه بقیه تموم شده بود واسه ما تازه شروع شد
برای این که از درس وخونه فرار کنیم رفتیم دیدار رییس جمهور![]()
من و غزال و نسترن وسپیده![]()
![]()
![]()
![]()
توراه از تو گله های بز رو دیدیم همشونم گوشی به دست داشتن فیلم میگرفتن
انگار دختر ندیدن 
یکی داد زد: پاینده ایا اومدن؟
پاینده .. های .آینده ![]()
دوست داشتم بزنم تو دهنش
شنبه(دبیر پرورشی):بیاین این طرف زوووووووود![]()
با هزار زور و زحمت رسیدیم
۲ ساعت ایستادیم حضرت آقا تشریف نیووردن
تا اومد همه پریدن بیرون 
هه هه
تو صف ایسادیم تا بریم یه دفعه یکی با کت شلوار در حال دویدن چند نفرم دنبالش ![]()
![]()
ما هم تماااشا یه دفعه دیدیم همه رفتن
من:سپی بدو جا موندیم![]()
مدیرم سر فوشو بمون کشید
تو راه برگشتنم آوار شماره
معلما هم هـــــــــی جوش میوورد بدویید
چرا هی آروم راه میرید(حالا ما داشتیم باسرعت نور میرفتیما)
خلاصه تو اتوبوس بودیم
که نازی ۱خبر بهم داد که به جای اون من بدنم یخ کرد
سپی :سیاهی چشمانت را دوست دارم چون به رنگ روزگارم است
ما:![]()
سپی:خو چتونه؟ رو دیوار نوشته بود
من:می خوای بگی سواد دارم
اوخی سال دیگه هیچ کدوم از دوست جونمکامـو نیبینم
غریبی بد دردیـــه
خوب از این بحثا بیایم بیرون
شرمـنده رفقا
هرکاری کردم نظرات بعضی ها باز نشــد نتونستم خبرشون کنـم
یه چیز دیگه
من آی دیمو عوض کردم
چه اونایی که داشتن چه اونایی که می خوان داشته باشن بهم آی دیشونو بدن تا اددشون
کنم
خیله خوب تا پرتم نکردید بیرون
خودم میرم
نظر یادتون نره![]()
یک انسان غار نشین را بعد از سال ها به شهر می آورند و جون ایشان در طول زندگی اش آدم ندیده بود َکارشناسان شروع به آموزش او می نمایند تا خدای نکرده اقایان مزاحم او نشود وبتواند مرد را از زن شخیص دهد و از مواجه با مردان آسیب نبیند.نکات آموزشی این جلسات به این صورت بود.
۱-اگر در حین حرکت بین جمعیتی از دور فردی را دیدی چیزی شبیه جوجه تیغی روی سرش بود اصلا نترس او یک آقاست و آن چیز جوجه تیغی نیست٬موهای اوست.اصلا نگران نشو فقط گوشه ای بایست تا او رد شود.
۲-اگر فردی را دیدی که کفشش قهوه ای ٬شلوارش سورمه ای٬پیراهنش سبز فسفری و کتش زرد بود بدان او یک آقاست.
۳-اگر دو نفر را دیدی که در حین رانندگی به دلایل واهی وسط خیابان از ماشین هایشان پیاده شدند و همدیگر را زیر مشت و لگد له کردند آنها آقا هستند.اصلا وارد دعوا نشو و فرار کن.
۴-اگر شخصی را دیدی که با کت و شلوار٬دمپایی پوشیده٬او حتما یک آقاست.
۵-اگر در خیابان٬اتوبوس یا تاکسی شنیدی کسی بلند بلند با تلفن همراهش حرف می زند و از یکسری الفاظ زشت و رکیک هم استفاده می کند بدان که فرد یک آقاست.سعی کن گوش هایت رو بگیری.
۶-اگر کسی را دیدی که پشت فرمان اتومبیل است و نگاهش ۱۸۰درجه چرخیده و جلویش یک کامیون ۱۸چرخ است بدان او یک آقاست که دارد به یک خانم نگاه می کند(واقعا قباحت دارد)
۷-اگر کسی را دیدی که بلوزی تنگ و کوتاه تا بالای ناف پوشیده و شلواری که با سلام و صلوات هنوز به کمرش مانده ٬به پا دارد و با هر قدمی که بر می دارد نصف کمرش بیرون می افتد٬او یک آقاست.با او صحبت نکن.
۸-اگر سر صبحی در خیابان دیدی یا شنیدی فردی صداهای بلند و عجیبی از دهان خود در آورد وسپس آب دهانش را روی زمین تف کرد و یا احیانا بینی اش را به فجیح ترین شکل گرفت او حتما حتما یک آقاست.از او فاصله بگیر.
۹-اگر شخصی را دیدی که موهای کوتاه با ریش و سبیل داشت ودر عین حال ابروهایش هم به شدت باریک ومدل دار بود وخطوط ماهرانه آرایش هم روی صورتش هم خودنمایی می کرد٬شک نکن او یک مرد است .با او همکلام نشو.
۱۰-اگر عابرین و حتی رانندگانی را دیدی که همه وقتی به یک فرد می رسیدند سر تا پای او را با دقت و وسواس چک می کردند و در انتها به او لبخند می زدند٬بدان آن فرد یک خانم و بقیه آقا هستند.از آنجا دور شو.
۱۱-اگر روی صورت کسی چیزی شبیه جارویی پرپشت و بزرگ دیدی که تمام صورتش را پوشانده بود٬آن کس آقا و آن جاروی عظیم سبیل های اوست که حتما با وسواس خاصی آنها را آب داده.از او حذر کن.
۱۲-اگر گوشه خیابان و یا پارک فردی را دیدی که نان بربری با نوشابه می خورد او یک مرد است.
۱۳-اگر در تاکسی کنارکسی نشستی و احساس فشردگی و له شدن به تو دست داد و چپ چپ نگاه کردن و غرولن کردن هم جواب نداد آن فرد له کننده آقاست.پیاده شو وسریع به سمت مخالف حرکت کن.
۱۴-اگر شخصی را دیدی که بلوزی تنگ و آستین کوتاه پوشیده و بدنی شبیه «هفت»دارد و کله ای به مراتب کوچکتر از بدن خود ٬او یک مرد است.با او شوخی نکن!
به جز اینها هر شخص محترمی را دیدی حتما زن است می توانی سریعا با او دوست شوی.
. دائما به شوهرتان بگویید :
ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !
. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید
و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید :
اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !
. هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید :
اِ ، باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!
. هر وقت شوهرتان برای شما حرفای عشقولانه زد ،
به طرز فجیعی از ته حلق بگویید :
هوووووووووووووووووق !
. هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ،
به او محل نگذارید و بروید توی اتاقتان روزنامه بخوانید !
هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال می باشد ،
به بهانه تماشای عمو پورنگ ، سریع کانال را عوض نمایید !
دائماً در حضور شوهرتان ،
از عرضه و توانایی های مردان دیگر تعریف کنید !
برای تولد شوهرتان ، مسواک وخمیر دندان کادو بگیرید و بگویید
که عزیزم امیدوارم صد سال زنده باشی
و دیگه هیچوقت دهنت بوی گند نده !
اگه شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن ،
برای کادوی تولدتان یک عدد پژو 206 آلبالویی خرید ،
با دلخوری بگویید :
اگه با خواستگار قبلیم ازدواج می کردم
حتما برام یه ماکسیما می خرید !
هر وقت دیدید که شوهرتان با خیال راحت خوابیده است ،
برای ضد حال زدن به او بگویید :
عزیزم میدونی اگه الان مهریم رو مطالبه کنم
باید بری گوشه زندان بخوابی ؟!
هر 5 دقیقه یکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنید و بگویید :
عزیزم فقط می خواستم مطمئن بشم که تلفنت
مشغول نیست و حواست جمع کارته !
هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگویید :
عزیزم ، انگار همین چند سال پیش بود که
در یک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !
از همسرتان معنای عشق را بپرسید
و بعد از اینکه 2 ساعت عشق را تفسیر کرد
و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد ، به او بگویید :
ابله ! عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !
هر وقت ، شوهرتان رازی را برایتان گفت
و از شما خواست که پیش خودتان بماند و به کسی نگویید ،
سعی کنید ، کسی از دوستان ، فامیل و همسایه ها نماند
که این راز به گوشش نرسد !
و هر وقت به دلیل عمل به توصیه های بالا ،
شوهرتان تصمیم به طلاق دادن شما گرفت ،
با توجه به قحطی شوهر در جامعه ،
با چشمانی پر از اشک به او بگویید :
منو ببخش عزیزم.
و بعد از اینکه کاملا خر شد ،
عمل به توصیه های بالا را از نو تکرار نمایید !!!
حال و احوال دخملک ها؟
اومدم روز پدرو به همه ی بابا جونی ها
و بابا جونی خودم تبریک بگم
هوای جیب خالی دخمل خوشملاتونو داشته باشبد
بابا با تواما هنوز ماهیانه مو ندادی ![]()
بابا خو ماهم آدمیم 
ما که رفتیم ![]()
نظر یادتون نره خانوم ها آقایون
بابی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟ لطفا بخونید بعد نظر بدین وگر نه . . .
بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.
نامه شماره یک
سلام خدای عزیز
اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.
دوستار تو
بابی
بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد و نامه دیگری نوشت.
نامه شماره دو
سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی
اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.
نامه شماره سه
سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی
بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت. رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.
بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت و از کلیسا فرار کرد.
بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.
نامه شماره چهار
سلام خدا
مامانت پیش منه. اگه می خواییش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.